|
|
|
بیست
و یکم آذرماه، سالروز رهایی آذریایجان،
را به همهٔ ایرانیان بویژه هممیهنان
آذربایجانی شادباش میگوییم. هواداران پانایرانیسم نام آذربايجان آتورپاتکان از: دکتر
محمدرضا عاملی تهرانی (آژير)
تاريخ جهان گواه است كه نخست نام ها را با
خون مینوشتند، بر جايها و چنين كردند نخست آرياها و چنين از
پيوند خون آنان با خاك، «ايران» پديد گشت. چونان كه به گاه ديرين،
نه قفقاز، نه افغانستان، نه بلوچستان، نه فارس، نه خوزستان، نه كردستان
و نه تهران، هيچ يك جدا به ياد نيايند بلكه ايران همه جاست، از آنان
كه گفتيم و بسياری كه نگفتيم. چون نامی بر خاك نوشته شد و ميهن پديد آمد، استوار
جايگاه فرهنگ پديد گشته است. آن گاه به فرهنگ و زبان چه بسيار نوين
نامها پديد آيند كه بر جايها به يادگار آن خون و آن فرهنگ و آن زبان،
سالها، بماند.
از سويی ميدانستند كه خونی كه آدمها از
آنند، پيوسته در جوشش است، به خواست هستی و نيرومندی و
يكتا گشتن به هر هنر و هر آيين و هر قدرت. چنين خونی نميميرد،
هر چند آدمها امروز هستند و فردا، نه. زيرا آدمهايی كه امروز
نيستند. فردا خواهند بود. زين روي، همه در آنها، نمايشهای
جاويدی بود، چه به چهرهی جاويدی روان و رستاخيز
و چه به گونهای اميد همگان و شوشيانس. آنها «مهر»
را ستودنی ميدانستند كه نگاهبان ميهن بود و خانواده و «آذر» را كه پرتو از آن برميخاست. به هر خطهای
آذرگاه و آتشكدهها داشتند، به نامهای گوناگون. و از آن ميان،
به جنوب «جدا قفقاز» ما نيز آذرگاهی بود، آذرگشسب، نام و سرداری
بر آن پاسدار، آذرپاد نام. سالهای بعد كه تا زمان ما همی
كشد، نام آذرپادگان يا آذربايگان يا آذربايجان، بر آن خطه مانده است،
به نام خون آذريها، به نام زبان آذريها، و به ياد صدها صد مردی
كه در آن خطه جان فشانده و خونشان بر خاك ريخته. و هزاران هزار بانويی
كه كودكان آذری زبان را به آغوش پر مهر خود پروريدهاند.
و نه نام و ياد آتشكدهی آذرگشسب كه در آن خطه ميبوده است و
هست، كه آذر آن به هر قلبی است كه به ياد ايران و به ياد آذربايجان،
ميتپد. 13/9/1331 خورشيدی. |